خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داستان عاطفی

    کی عاشق تره؟؟؟

    مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند .آن ها عاشقانه ... یكدیگر را دوست داشتند
    زن جوان : یواش برو من می ترسم
    مرد جوان : نه این جوری خیلی بهتره
    زن جوان : خواهش میكنم من خیلی می ترسم
    مرد جوان : خوب ، اما اول باید بگویی كه دوست دارم
    زن جوان : دوست دارم ، حالا میشه یواشتر برونی
    مرد جوان : مرا محكم بگیر
    زن جوان : خوب ، حالا می شه یواش بری
    مرد جوان : به شرط این كه كلاه كاسكت مرا برداری و روی سر خودت بگزاری ، آخه نمی تونم راحت برونم اذیت می كنه
    روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود برخورد موتور سیكلت با ساختمان حادثه آفرید . در این سانحه كه به دلیل بریدن ترمز موتور سیكلت رخ داد یكی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
    مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینكه زن جوان را مطلع كند با ترفندی كلاه كاسكت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند


    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دوست ,موتور ,موتور سیكلت ,كلاه كاسكت ,ترسممرد جوان ,
    داستان عاطفی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده